قابل توجه برداران وخواهران محترم
شماره حساب مسجد امام حسین (ع) وحسینیه حضرت ابوالفضل روستای حسین آباداردستان جهت کمک شما به این مکان های مقدس به صورت ذیل اعلام می گردد
شماره حساب مسجد امام حسین (ع) روستای حسین آباد در نزد پست بانک
۵۶۲۸۹۸۵۹۰۰۱۲۴۷/۰۱
شماره حساب حسینیه حضرت ابوالفضل روستای حسین آباد نزد بانک کشاورزی
۱۵۵۰۹۷۵۱۷
حسین آباد ،ای دیار سبز جاوید
زنورت روشن آمد ماه وخورشید
نوشتم سر درت ماهِ زمین و آسمانی
تو تنهاعشقِ من دراین جهانی
حسین آباد،ای دیار صیفی وسیب
روشن از رویت مهر وناهید
نوشتم سر درت عشق منی،تنهای تنها
زعشقت روشنی گیرد همه جان ودل ما
بزن نور صفایت بر دل ما
حسین آباد را کن منزل ما
برای دیدن شعر های دیگر که در مورد حسین آبادسروده شده روی کلمه ادامه مطلب کلیک کنید
برای دیدن تصاویر بیشتر از روستای حسین آباد روی کلمه ادامه مطلب
کلیک کنید
آدرس ایمیل نویسنده: mortezafllahh@yahoo.com
بنده قصد دارم تصاویری از بزرگان طایفه ی حسین آباد ی ها که فوت کرده اند را با نام ونام خانوادگی آنها در این قسمت(یادبادآن روزگاران یادباد) درج کنم لذا از شما هم ولایتی عزیز خواهش دارم اگر عکس بزرگان خود را در اختیار دارید را یا به طور حضوری یا از طریق ایمیل برای من ارسال کنید تاتصاویر آن ها را دراین وبلاگ که متعلق به خود شما حسین آبادی هاست درج کنم
برای دیدن تصاویر بزرگ خاندان ها روی کلمه ادامه مطلب کلیک کنید
باتشکر:مرتضی فلاح نژاد

روستای حسین آباد اردستان در قسمت شمال ودر فاصله ۱۵ کیلومتری شهر اردستان قرار دارد وهم اکنون در این روستا حدود ۳۶۰ نفر ساکن هستند ودارای حدو۹۰ خانوار می باشد. حسین آباد یکی از روستا های قدیمی شهرستان اردستان می باشد که متاسفانه کسی تا به حال در مورد تاریخچه این روستابه طور کامل مطلبی ننوشته است که بنده قصد دارم ان شاالله در این وبلاگ در مورد این روستا کویری از نظر تاریخی-اجتماعی -جغرافیایی- فرهنگی و... مطالبی را برای شما دوستان به نمایش بگذارم و ازتمام دوستان چه کسانی که در حسین آباد هم اکنون ساکن هستند وچه کسانی که در بیرون از روستازندگی می کنندو خود را به گونه ای از اهل دیار حسین آباد می دانند خواهشمند است اگر مطالبی در مورد روستای حسین آباد می دانند به بنده اطلاع دهند تا ان شالله بتوانیم به نحو احسنت تاریخچه این روستا را زنده نگه داریم.
روستای حسین آباد دارای طول جغرافیایی 25 دقیقه و52درجه و عرض جغرافیایی 33دقیقه و33درجه کره جغرافیایی می باشد،وهمان طور که در قبل گفته شد در شمال شهر اردستان و غرب شهر زواره قراردارد. روستای حسین آباد قبلا در دهستان گرمسیر شهرستان اردستان قرار داشته است ولی هنگامی که زواره بخش می شود در دهستان ریگستان قرار می گیردوهم اکنون درهمین دهستان قراردارد. طبق شواهد و بناهای موجودو گفته های مردم روستا، حسین اباد تا کنون در 4 مکان جداگانه قرار داشته است در واقع روستای حسین آبادی که هم اکنون مردم در آن ساکنند حسین آباد چهارم به حساب می آید و حسین آبادسومی همان حسین آبادی است که به قلعه ی حسین آبادمعروف است و ارگ ها و دیوارهای آن هم اکنون وجود دارد و در غرب و در نزدیکی حسین آباد کنونی قرار دارد که اطلاعات بیشتر در موردآن در ادامه داده می شود و حسین اباد دوم حسین آبادی که اثراتی از آن باقی نمانده است چون متاسفانه به علت قرار گرفتن آن در مزارع کشاورزی و برای اینکه زمین های بیشتری برای کشاورزی داشته باشند آن راتخریب می کنند. به گفته افراد قدیمی روستا، حسین آباد دومی دارای بنایی 3 طبقه و بازارچه بوده است و احتمالا حمام وآب انباری که هم اکنون وجود دارد متعلق به حسین آباد دومی می باشد و طبق تحقیقاتی که روی حمام توسط اقای ریاحی استاد تربیت معلم شهید باهنرودانشگاه اصفهان انجام شده به این نتیجه رسیدیم که قدمت این حسین آباد دومی به دوران صفویه و زمان حکومت شاه عباس می رسد( یعنی حدود 450 سال پیش )و متاسفانه در مورد تاریخ وطرز زندگی مردم آن زمان در حسین آباد اطلاعاتی وجود ندارد و حسین آباد اول که در مورد آن تا کنون بنده مطلبی یافت نکرده ام در طرف شمال غربی حسین آباد کنونی قرار داشته است و هم اکنون با تخریب آن وتبد یل به زمین های کشاورزی به باغ درخت پسته تبدیل شده و فقط یک دیوار (به قول اهالی ده دیوار کهنه )باقی مانده است بیشتر اطلاعات مردم قدیم روستا در مورد تار یخچه روستای حسین اباد در مورد حسین اباد سومی است که قنات این دوره حسین آباد توسط حاجی محمد تقی تاسیس شده است ودارای طول جغرافیایی ۲۳ دقیقه و ۵۲ درجهو عرض جغرافیایی ۳۱ دقیقه و ۳۳ درجه کره جغرافیایی می باشد. که در کتاب آتشکده اردستان که توسط آقای ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی نوشته شده است در این مورد چنین نوشته است :
حسین آباد حاجی محمد تقی دیه حاصل خیزی است که به وسیله حاجی محمد تقی نامی در اوائل قرن سیزدهم هجری(1215ه.ق) احداث گردیده است و مجمر (شرح حال سید حسین متخلص به مجمر که در باب شعرا خواهد بود واز شاعران معروف آن دوران بوده واصلیت این شاعر زواره ای بوده است ) معروف در تاریخ این احداث قطعه ذیل را سروده است (در این این شعر 9 بیت اول آن در مدح حاجی محمدتقی است و7 بیت آن در مدح روستای حسین آباد است):
معدن جود محمد تقی آن کان کرم که بنای کرم وجود از او آباد است
مرک کاخی است که از قهرویش بنیا ن است لطفی شهر بست که از طبع ویش بنیاد است
دهر بی سایه او کشور بی سلطانی است چرخ بی کوکب او حجله بی دامادی است
با لب حاسد او دهر پر از افسوس است با دل دشمن او چرخ پر از فریاد است
با وجودش اگرازخصم نشانی است چه باک همه دانندکه در باغ خس و شمشاد است
عقل اگر مسئله آموز جهان شد چه عجب هر که شاگردی او کرد چنین استاد است
نطق اگر منشی اسرار نهان شدچه شگفت حرفی از دفتر آگاهیش او را یاد است
درسر خصمش اگر باد غرور است چه غم کوس را ناله ازآن است که درسرباداست
صرصر حادثه با شخص وجودش چه کند سروپیدااست کزآسیب خزان آزاداست
کند او تازه قناتی و بناء کرد دهی که خجل زآن شط وشرمنده ازآن بغداد است
سنگ در آبش چو دل ببر شیرین است باد در خاکش چون جان بتن فرهاد است
آب بنگر تو که با روح روان همشیر است خاک بنگر تو که با مشک خطا همزاد است
قطره ای زان مددحسن همه خوبان است ذره ای ازاین سبب عشق همه فرهاد است
جوی خضراست همانا که روان زان باقی است کوی خلداست همانا که دل ازاین شاداست
غرض آن قریه زوی یافت چو بنیاد کنون رونق ملک جهان جمله ازآن بنیاد است
زد رقم خامه مجمر ز پی تاریخش
از محمد تقی آباد حسین آباد است
همان طور که در کتاب آتشکده بیان شده بود قنات حسین آباد توسط حاجی محمد تقی احداث گردیده است و طبق پرسش هایی که از افراد قدیمی روستا شده منظور از قنات همان قنات برای حسین آباد سومی است و حالا به چه دلیل این قنات احداث شده ؟و مردم در حسین آباد دومی چگونه و از کجا آب خود را تهیه می کرده اند؟ و آیا در قبل هم برای حسین اباد دومی قنات بوده یا نه؟ سوالاتی هستند که هنوز که بی پاسخ مانده اندولی با پرسش هایی که بنده از اهالی قدیمی این روستا به عمل آوردم توانستم سری افراد که از زمان حاجی محمد تقی به بعد مالکان حسین آباد بوده اند وتاریخچه ای از آن ها را جمع آوری کنم . بعد از این که حاج محمد تقی در سال 1215 هجری قمری قنات روستا را احداث می کند محدوده زمین هایی هم برای کشت با آب قنات را تعیین می کند و شروع به کاشت می کند و به گفته بعضی از افراد ده حاجی محمد تقی یک تاجر بوده است .مالک حسین اباد بعد از حاجی محد تقی ،سهام السلطنه بزرگ بوده است .((در کتاب آتشکده اردستان که توسط ابوالقاسم رفیعی مهر آبادی در مورد سهام السلطنه این طور بیان شده است: اسم سهام السلطنه مصطفی قلی خان فرزند محمد تقی خان عرب عاملی بوده است و سهام اسلطنه به خاطر کار ها ومقام به او لقب داده شده است امنیت راه های از کرمان تا تهران بعظم له تفویض شده و کمال لیاقت وکفایت را به معرض ظهور می آورد و مرتبتی عالی در در بار ناصر الدین داشت مصطفی قلی خان به سادات وعلما ارادت می ورزید و به شعا ئر مذهبی مخصوصا تعزیه داری آل عبا علاقه مفرطی داشته است نامبرده در سال 1305 هجری قمری حکومت یزد را عهده دار شد و در سال 1306 به علت معرضه مثانه در گذشت سهام اسلطنه از یکی از زن های خود دو پسر به نام های 1- میرزا حسین خان سهام السلطنه(که ایشان از امرا بوده است و همان کسی است که روستای سهامیه را درست کرده است ) 2- میرزا حسن خان انتظام الملک بوده است و میرزا حسین خان سهام السلطنه دو پسر به نام های1- امیر اسدالله عامری(ایشان مردی با فضل بوده و چند دوره نماینده مجلس شورای ملی از طرف مردم کاشان بوده است ودر سال 1341 شمسی فوت می کند ودارای یک پسر به نام امیر حسین عامری بوده است) 2- ابراهیم خلیل الله عامری بوده است)). و این که چگونه حسین آباد از حاج محمد تقی به سهام السلطنه رسیده است دو نقل شده است اولی این که هنگامی که سهام السلطنه بزرگ از این جا عبور می کرده است با تعریف کردن از روستای حسین آباد حاجی محمد تقی این روستا را به سهام السلطنه پیش کش می کند و نقل دیگر این است که سهام السلطنه این ده را از حاجی محمد تقی خریدار ی کرده است و قلعه حسین آباد سومی که هم اکنون هم وجود دارد توسط سهام السطنه درست می شود که همان طور که در قبل گفته شد این قلعه دارای 4 ارگ بوده است که هم اکنون 3 تا از این ارگ ها وجود دارد و یکی دیگر از آن ها خراب شده است و این قلعه دارای استبر برای اسب ها بوده است که تصویر آن در مجموعه عکس ها قرار دارد وداری خانه هایی با معماری و چیدمان بسیار جالب بوده است ودیوارهای آن به قول افراد ده دارای 7 مهره بوده است یعنی در 7 ردیف ساخته شده است که قطر ردیف اول آن به 3 متر می رسد که توضیحات کامل تر را در بخش های بعدی داده می شود.بعد از چند سال که حسین آباد در دست خاندان سهام السلطنه بوده است بعد توسط اختلافاتی بین اهالی زواره ویکی از اهل خاندان سهام السلطنه اتفاق می افتد که احتمالا آن اختلاف بر سر کشته شدن یکی از سادات زواره بوده است. روستای حسین آباد تا 9 سال در قبال خون بهای آن فرد در دست مردم زواره بوده است تا این که سهام السلطنه کوچک 5 دنگ از روستای حسین آباد را به معتمد الحرم نیسیانی که در حرم سرای پادشاه بوده است می فروشد و پول آن را در قبال خون بها به بستگان آن شخص می دهد و به چه علت 6 دنگ آن را نمی فروشد این بوده است است که 1 احتمالا5/1 دنگ آن در قباله همسرابراهیم خلیل الله عامری فرزند میرزا حسین خان عامری که در بالا هم در مورد ایشان توضیحاتی داده شده است بوده است. و به این صورت از آن سال به بعد مالک روستای حسین آباد نی ها می شوند (( در کتاب آتشکده در مورد معتمدالحرم نیسیانی این چنین می نویسد: حاجی معتمد الحرم نیسیانی :حاجی میرزا احمد خان نیسیانی در قریه نیسیان بر زاوند در خانواده متوسطی به دنیا آمد و چون خنثی بود به تهران احضار ودر حرم سرای ناصرالدین شاه داخل شده و سمت آغاباشی گری داشته است ظاهرا ابتداء ورود به این خدمت سال یک هزار وسیصد (1300) هجری قمری و پس از وفات ناصرالدین شاه آغاباشی مظفرالدین شاه ومحمد علی شاه و احمد شاه بوده است وبعد از انقراض سلاطین قاجاریه منزوی گردیده و در سال یک هزار سیصد نه (1309) شمسی در تهران وفات یافت ودر وارث او منحصر به خواهرش زینب خانم فتاحی بود.حاجی معتمدالحرم دارای ثروت هنگفتی بوده و در اردستان واطراف تهران واصفهان ضیاع و عقار فراوان داشت ونقدینه و جواهر نیز از خود باقی گذارده بود.از کارهای خیر او تعمیر آب انبار مقابل امامزاده اسماعیل در محاله محال شهر اردستان ونیز وقف نمودن شش باب دکان در مشهد در خیابان نادری بر دارالشفای آستان قدس حضرت امام رضا (ع) می باشد)) وتو ضیحات بیشتر در بخش هاي بعد داده مي شود
کاچی
اشکنه
نون کوفته
نون قیلیفی
قرمه
کرکره
غذاهای محلی روستای حسین آباد وطرز تهیه آن:
این روستا چون دهی قدیمی است مانند روستاهای تمام کشور دارای غذاهای محلی است که در این جا این غذاها ودر مورد طرز تهیه آن توضیحاتی داده می شود. غذاهای محلی این روستا عبارتند از :کاچی ،نون کوفته،اشکنه،کرکره،نون قیلیفی،قرمه. شاید اسم بعضی از غذا ها با غذاهای محلی بعضی از روستاها وشهرهای کشور یکی باشد ولی طرز تهیه آن متفاوت است در این جا ابتدا به طرز تهیه کاچی می پردازیم
کاچی:برای تهیه کاچی به آرد ذرت سفید و آب احتیاج داریم وبعد از پخت برای خوردن به کل جوش (کشک پخته و گوشت) هم احتیاج داریم این غذا بسیار غذای ساده ومقوی است که بیشتر مردم در قدیم از این نوع غذا استفاده می کرده اند وبیشتر در صبح زود به عنوان صبحانه صرف می شود برای تهیه به این صورت باید عمل کرد ابتدا مقداری آب (که بستگی به مقدار آرد ذرت دارد) را برای تهیه کاچی می گذاریم تا کاملا به جوش بیاید و بعد یک قاشق نمک درون این آب می ریزیم و بعد آرد ذرت را به آن اضافه می کنیم و آن را هم می زنیم تا وقتی که آن مواد حالت تقریباماست مانند به خود بگیرد و بعد آن را تا حدود نیم ساعت می گذاریم تا دم بکشد و وقتی کاچی آمده شد یک حالت برنج کته ای دارد و آن را داخل سینی می ریزند و وسط آن را با قاشق یک دایره تقریبا انداره کف دست درست می کنند تا داخل این دایره کل جوش را بریزند و بعد توسط قاشق کاچی را برمی دارند وداخل کل جوش می زنند وبعد آن را با هم میل می کنند
نون کوفته:همان طور که از اسم این غذا معلوم است ماده اصلی این غذا نان است و این غذا هم مانند کاچی بسیار ساده و طرز تهیه آن بسیار آسان است . برای تهیه این نوع غذا به نان خشک(توجه داشته باشیم که منظور از نان در این جا نان محلی است یا نانی که به صورت سنتی یا با تنور پخته می شود و بعد می گذارند برای استفاده خشک شود) وسبزی که خود شامل قسمت سبزی پیازچه و ریحان می شود احتیاج داریم برای تهیه این نوع غذا به این صورت عمل می کنیم که ابتدا نان ها را با آب کاملا خیس می کنیم و بعد نان را داخل هاون(وسیله ای برای خرد کردن وکوبیدن نان و گوشت ونخود که از یک ظرف سنگی بزرگ وسنگینی درست شده است که داخل این ظرف سنگی یک حفره ای ایجاد شده است که موادی که قرار است داخل آن خرد شود را درون این حفره می ریزند و توسط دسته سنگی که وزن آن گاه به 2 کیلو گرم می رسدبا آن مواد را خرد می کنند)می ریزند تا با آن نان را خوب بکوبند در همین حال که نان ها خرد می شود به آن قسمت سبز پیازچه یا خود پیازچه را همراه با ریحان به آن اضافه می کنند و بعد از این که این نان و سبزی ها خوب کوبیده شد آن را داخلی ظرفی می ریزند و حالا آمده خوردن است ولی برای طعم بهتر و به قول معروف نرم تر شده غذا به آن مقداری ماست اضافه می کنند و خوب نون کوفته را با ماست هم می زنند و بعد آن را نوش جان می کنند .
اشکنه:اشکنه یکی از غذاهایی است که دیگر زیاد مصرف نمی شود و آب گوشت جایگزین آن شده است ولی مردم در قدیم از این نوع غذا برای این که وضع مالی خوبی نداشته اند استفاده می کرده اند مواد لازم برای تهیه این غذا هم بسیار ساده است مواد مورد نیاز :آب،گوجه،سیرداغ است طرز تهیه به این صورت بوده است که ابتدا مقداری پیاز را سرخ می کرده اند و بعد آب و گوجه را به آن اضافه می کرده اند ویا ابتدا آب را جوش می آورده اند و بعد پیاز خرد شده و گوجه را به آن اضافه می کرده اند.همان طور که شما دیدید مردم کویر همیشه در قدیم در این فکر بوده اند که غذایی مقوی وهم ساده تهیه کنند.
کرکره:برای تهیه این نوع غذا جالب که بسیار خشمزه هم است دردسر تهیه آن از غذاهای دیگرهم بیشتر است موادی هم چون :گندم نیمه خردشده،عدس،پیازسرخ کرده،روغن(بهتر ازروغن دمبه استفاده شود) وآباحتیاج داریم که طرز تهیه آن هم به این ترتیب است ابتداپیاز راسرخ می کنیم و بعد داخل آن آب می ریزیم وبعد به ترتیب گندمی که از قبل نیمه خرد شده است را داخل آن وبعد عدس را اضافه می کنیم و بعد این مخلوط مواد را داخل ظرفی که قیلیف(نوعی ظرف است شبیه قابلمه که درب آن خوب بسته می شود در حالتی هیچ نوعی هوایی هنگام پخت بین مواد داخل ظرف وبیرون برقرار نمی شود ) نام دارد می گذارند و مردم این روستا در قدیم توسط آتش این غذا رامی پخته اند چون این ظرف که قیلیف نام دارد با بیرون هیچ رابطه ای هوایی ندارد باید با شعله آتش ملایم پخته شود تا خوب مواد جا بیفتد و بعد پخته شدن این غذا آن را مانند برنج صرف می شود
نون قیلیفی:این نوع غذا مواد اولیه زیادی نمی خواهد مواد لازم فقط آردگندم و آب و روغن است در پختن این نوع غذا همان طور که اسم آن معلوم است باید توسط قیلیف درست شود که در مورد قیلیف توضیحاتی داده شد. ولی باز هم می شود از قابلمه برای این کاراستفاده کرد برای این کار ابتدا باید آرد خمیر را با آب مخلوط کرده و آن را تبدیل به خمیر کنیم و بعد آن را چند دقیقه ای می گذاریم تا به قول اهالی دل ورآید. و بعد از این که این خمیر ورآمد حدود 1 کیلو از آن را درون قیلیف که از قبل گذاشته ایم خوب روغن در آن داغ شود می گذاریم و روی آن را کاملا صاف می کنیم و بعد درب قلیف رامی گذاریم و می گذاریم خوب با شعله کم پخته شود در قدیم که این قیلیف رادرون ذغال آتش می گذاشته اند و بعد از تقریبا20 الی 30 دقیقه بعد این خمیر درون قیلیف را بر عکس می کنیم تا خوب آن طرف خمیر هم با روغن پخته شود و بعد از پخت آن را درون سینه ای قرار می دهیم که شکل آن دقیقا مثل کیک است ولی مزه آن با کیک کاملا فرق دارد. هنگامی که تقریبا خنک شد آمده خوردن می شود.
قرمه:این نوع غذا که کاملا از گوشت واستخوان وچربی درست شده است وغذایی بسیار خشمزه است در این روستا تهیه می شود طرز تهیه آن به این صورت است که مقداری گوشت با استخوان همراه با چربی هایی که با آن است رادرون آب می گذاریم ودرب آن ظرف را می بندیم تا خوب پخته شود تا وقتی که آب درون ظرف تمام شود وبعد می گذاریم آن گوشت با شعله کم باگرما وبا آب وروغن درون خود پخته شود .درقدیم به علت نبود یخچال برای نگهداری گوشت ودیگر مواد گوشتی این نوع غذا را تهیه و داخل سبو(ظرفی کوزه مانند) می ریخته اند وچون قرمه غذایی کم آب است مدت نگهداری آن بیشتر است و در سایه و دور از جانوران وحشرات قرار می داده اند وبرای مصرف هر دفعه مقداری از آن را بر می داشته اند.
روستای حسین آباد اردستان پس از انقلاب پیشرفت های زیادی کرده است و مردم حسین آباد بعد از انقلاب مفهوم خوب زندگی کردن ودور از زور ارباب وخان را را برای اولین بار تجربه کردند پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) در روستاهای ایران از جمله حسین اباد چاه های آبی به میزان احتیاج مردم حفر شد که همان طور که در قبل اشاره شد در این روستا هم 3 حلقه چاه عمومی برای مردم حفر شد و به مردم به طور رایگان هدیه داده شد تا بتوانند در کار در این زمین ها خرج و مخراج و احتیاجات خود را تامین کنند در اوایل کار کردن روی این زمین ها که همراه با واگذاری سهم چاه های آب به مردم داده می شده است به علت این که قبلا این زمین ها بیابان بوده است آباد کردن آن بسیار سخت بوده است .به طوری که بعضی از افراد در اوایل این زمین ها رها یا فروخته اند اما با همه این مشکلات این زمین ها به دست کشاورزان زحمت کش روستای حسین آباد آباد شد بعد از این که این زمین ها و سهم آب به مردم واگذار شد مردم شروع به ساخت خانه با مصالح جدید آن زمان یعنی :آجر،آهن،گچ در فاصله تقریبا500 متری روستای حسین اباد سومی (خانه های این دوره از حسین آباد به زمان سهام السلطنه یعنی حدود200 سال قبل می رسد می باشد که درمورد آن در بخش تاریخ قبل از انقلاب توضیحات کامل داده شده است)کردند در اوایل انقلاب جمعیت حسین آباد در حال افزایش بوده است ولی بعد از چند سال جوانان وبعضی از مردم روستا برای جویا شدن کار ومشکلات دیگر شروع به مهاجرت به شهر ها کردند و این مهم باعث شده است که روستای حسین آباد با توجه به این که روستای قدیمی است و باید جمعیتی بیش از این داشته با شد متاسفانه تا این زمان فقط دارای حدود360 نفرجمعیت می باشد.
همین طورکه مردم حسین آباد به ساخت خانه می پرداختند در فاصله 600 متری روستا هم شروع به ساخت دامداری هایی برای دام وطیور خود کردند یکی از محاسن روستای حسین آباد نسبت به تمام روستا های شهرستان اردستان این است که هیچ نوع دامداری در داخل خود روستا یعنی جایی که مردم ساکنند وجود ندارد در واقع مردم حسین اباد مانند روستا های دیگر دام ها را در کنار خانه مسکونی خود پرورش نمی دهند بلکه با همکاری تمام افراد روستا یک مکان خاص همان طور که در قبل گفته شد در فاصله تقریبا 600متری روستا ساخته شده است و به اکثریت افراد روستا زمین هایی برای دام هایشان واگذار شده است و این مهم خود باعث شده است که روستای حسین آباد یکی از روستا های بسیار تمیز شهرستان اردستان به حساب آید واز نظر بهداشتی هم در سطح بالایی قرارگیرد. کم کم بعد از چند سال پس از انقلاب تمام افراد روستا در مکان جدید روستا ساکن شدند. بعد از انقلاب تاکنون خدماتی که به این روستا ارائه شده است رابه طور لیست وار برای شما عزیزان به نمایش می گذارم :1-برق رسانی به تمام امکان مسکونی جدید2- لوله کشی آب برای تمام روستا3- مخابرات4-ساخت مدرسه ابتدائی جدید چون در قبل از انقلاب هم دارای مدرسه ابتدائی بوده است ولی آن مدرسه در حال تخریب بوده است 5-آسفالت کردن کوچه ها6-ساختن خانه بهداشت 7-ساخت ساختمانی برای بسیج8- ساخت مدرسه راهنمایی پسرانه در حسین آباد برای دانش آموزان روستای حسین آباد وروستاهای اطراف آن 9- مجهز کردن تمام منازل روستا به خط تلفن ثابت 10- گاز رسانی به تمام منازل روستا11-بهسازی خیابان ها وکوچه ها 12- دادن دهیاری به حسین آبادو بسیار کار های دیگر که در این جا فقط موارد مهتر بیان شد.
مردم روستای حسین اباد در دوران هشت سال دفاع مقدس نقش خود را واقعا به خوبی ایفا کردند و از این امتحان خدایی سربلند بیرون آمدند که وجود دو شهید به نام های حسین نژاد رمضانی ورحمان جوزی که هم اکنون در همین روستا به خاک سپرده شده اند و وجود جانبازان دراین روستا بیان گیر این حقیقت است روستای حسین اباد با جمعیت کمی که در زمان جنگ داشته است که فکر کنم حدود 400 نفر بوده اند باز نسبت به جمعیت خود دارای دو شهید و چند جانباز می باشد.
شغل اکثر مردم روستای حسین آباد کشاورزی همراه با دامداری (دام پروری ) است که همین شغل باعث شده است که مردم روستا محصولات زیادی از قبیل جو ،گندم،ارزن،خربزه،ذرت،ذرت سفید،پیاز،گلرنگ ومحصولات دیگری در این روستا کاشت و برداشت می شود می باشد. در این روستا درختانی مانند: انار، انواع سیاه درختان،زرد آلو،بادام،آلو،به،پسته،انگور،حرمت،سیب وجود ارد که بین این درختان انار بیشتراز آنها و به طور انبوه کاشته شده و می شود چون از این درختان، درخت انار با این آب وهوا بهتر و بیشترسازش دارد و سود بیشتری هم دارد به طور انبوه کاشته می شود. درختان دیگری که از آن ها نام برده شد فقط برای استفاده شخصی کاشته می شود نه برای سود. روستای حسین آباد دارای 3 عدد چاه عمومی است که به هر چاه تعدادی از مردم روستا به آن شریک هستند که در زبان عامیانه مردم به چاه هااول و دوم وسوم معروفند.همان طور که شما اطلاع دارید این چاه ها که نام برده شد بعد از انقلاب به فرمان امام خمینی (ره) در اکثر روستا های کویری ایران به میزان احتیاج مردم حفر شد تا مردم بهتر بتوانند مخارج زندگی خود را تهیه کنند و از مهاجرت از روستا ها به شهر ها کاسته شود.
همان طور که در بالا اشاره شد روستای حسین آباد دارای ۳چاه عمومی است که چاه محمد رسول الله که به چاه اول معروف است به این چاه 24 نفر شریک هستند که این چاه دارای 6 دنگ می باشد که به هر دنگ 4 نفر شریک هستند و هر به 6 روز به هر نفر به طور متوسط 6 ساعت اب می رسد وبه چاه آل محمد که به چاه دومعروف است 18نفر شریک هستند که این چاه هم دارای 6 دنگ می باشد که به هر دنگ 3نفر شریک هستند که به هر 6 روز به هرکدام از آن ها به طور متوسط 8 ساعت آب می رسد و به چاه شهید مطهری که به چاه سوم معروف است 24 نفر شریک هستند که این چاه هم دارای 6 دنگ می باشد که در هر دنگ 4 نفر شریک هستند که به طور متوسط هر به 6 روز 6 ساعت آب برای آبیاری به آن ها می رسد.این روستا علاوه بر چاه هایی که از ان ها نا برده شد دارای 5 حلقه چاه خصوصی هم می باشد و علاوه بر چاه های حفر شده بعد از انقلاب، دارای آب قناتی هم هست که این آب قنات همان قناتی است که توسط حاجی محمد تقی در سال 1215 هجری قمری احداث شده است و الان هم خصوصی است و با آب آن که متاسفانه بسیار کم هم شده، زمین های داخل حسین آباد سومی (یعنی در قلعه حسین آباد) آبیاری می شود. در واقع روستای حسین آباد به طور کلی دارای 8 حلقه چاه چه عمومی وچه خصوصی می باشد ودارای یک رشته آب قنات که سال احداث آن هم زیاد است می باشد.

در زبان محلی حسین آباد به این گیاه کرچک گفته می شود(گیاه روغنی)
شهید رحمان جوزی
شهید حسین نژاد رمضانی 
شهید حسین نژاد رمضانی 
می باشد برای دیدن وصیت نامه این شهدا روی کلمه ادامه مطلب کلیک کنید
معرفی حسین آباد در چند کتاب:
بنده با مطالعه چند کتاب که در مورد شهرستان اردستان و شهرهای آن نوشته شده بود مطالبی که در مورد روستای حسین آباد در آن کتاب ها بیان شده بود را در این بخش جمع آوری و به نمایش گذاشته ام:
در یکی از کتاب ها به نام اردستان نامه که اهتمام آقای محمد گلبن در سال 1381 نوشته شده است در مورد حسین آباد چنین بیان شده است :حسین آباد مشهور به حسین آباد محمد تقی خان،به فاصله 12 کیلومتری اردستان است ،ساختمان های اعیانی آن از آثار سهام السلطنه است، حمامی مفصل داشته وگرمخانه اش کاشی بوده است،ماده تاریخی مجمر زوارهای در مورد آن دارد که در دیوانش طبع شده است.
در کتاب فرهنگ جغرافیای ایران جلد10که در سال نوشته شده است1332در مورد حسین آباد این چنین بیان شده است :
حسین آباد حاجی محمد تقی(سال 1332): hoseyn-abad-haji-mohamad-taqi
ده است دهستان گرمسیر شهرستا ن اردستا ن 13 کیلو متری شمال اردستان – 5/1 کیلو متری خاور راه اردستان به کاشان .
جلگه – معتدل – سکنه:229 نفر – شیعه – فارسی .
آب از قنات – محصول غلات،پنبه،بادام – شغل: زراعت – راه ماشین رو و دبستان دارد.
ودر کتاب مهاباد در گذر زمان که توسط آقای حسن فیاضی در سال1376 نوشته شده در مورد روستای حسین آباد چنین می نویسد (این نکته قابل توجه باشد که روستای حسین آباد درسال 1376 جزء دهستان گرمسیر به مرکزیت مهاباد بوده است): روستای حسین آباد دارای آب وهوای بیابانی در طول جغرافیایی 25 دقیقه و52درجه و عرض جغرافیایی 33دقیقه و33درجه می باشد،حسین آباد دارای 63خانوار و تعدادجمعیت 310 می باشد از این تعداد 164نفر مرد 146 نفر زن وجود دارد. تعداد 178 نفر وتعدادشاغلین 82 نفر می باشد.
|
کلمات محلی روستا |
معنی آن |
کلمات محلی روستا |
معنی آن |
|
مَضَنه |
سبک وسنگین کردن چیزی |
تُردی |
خربزه نرسیده(نارس) |
|
گوندیلی |
شیئی که شکل گردی دارد |
حَلُ |
حالا |
|
دُشکی |
|
کولوچه |
بادام نرسیده وسبز |
|
واشکاف |
شکافتن چیزی |
آقاچی |
برادر |
|
قاده |
رفتن به جایی |
دِدِ |
خواهر |
|
نسگاه |
سایه |
نَنجون |
مادربزرگ |
|
کُلار |
|
ألُ |
شعله آتش |
|
کَته |
قسمت قسمت کردن مکانی یا کمدی |
کواِ |
کجاست |
|
بالاغیرتا |
واقعا |
هَسه |
وجود دارد،هست |
|
چاق |
|
چَپ چَپه |
باد زیاد |
|
نواله |
|
گُنده |
بزرگ |
|
گردو دولخ |
گردو غبار |
کُلا قاضی |
قارچ |
|
تاقِ ضربی |
نوعی تاق که حالتی برآمده دارد |
چش سفید |
کنایه از کسی که از کاری دوری می کند |
|
اَلاوت |
اصطلاحی که برای آرامش بودن به کار می برند |
تُلی |
نخ های اضافی قالی |
|
شِمال |
نسیم خنک |
آب خوری |
لیوان |
|
تو خوده |
تو رابه خدا |
تُمون |
شلوار |
|
سارُق |
سفره |
ضَفت کردن |
جمع آوری کردن چیزی |
|
گولوز |
لانه مرغ و خروس |
جوم |
کاسه |
|
یه تُل وخ |
یک ذره وقت |
قیلیف |
نوعی قابلمه که حالت زود پز دارد |
|
یک ودو |
جرو بحث کردن |
کاچی |
نوعی غذای محلی که با آرد ذرت سفید درست می شود طرز تهیه آن در بخش غذاهای محلی وجود دارد |
برای مشاهده ادامه کلمات محلی
روی کلمه ادامه مطلب در زیر کلیک کنید
در این قسمت به طور کامل طرز کار صیفی کاری
بیان شده است لطفا برای دیدن کامل توضیح
خربزه کاری روی کلمه ادامه مطلب کلیک کنید
هرکس که هوای حوض کوثر دار د باید که دل از عیش جهان بر دارد
هرکس که جهان خواهد و کوثر طلبد محض غلط است که خوشه یک سر دارد
اول به مدینه مصطفی را صلوات دوم به نجف شیر خدا را صلوات
سوم به امام حسن که زهرش دادند چهارم به شهید کربلا را صلوات
در کرب وبلا به شمر ملعون لعنت در طوس غریب الغربا را صلوات
به یازده خلف علی ابن ابیطالب به ماه عارض هر یک جدا جدا صلوات
به شاه قعبه طلا حضرت رضا صلوات ایوان نجف عجب صفایی دار
حیدر بنگر چه بارگاهی دارد ای کعبه به خود نناز که شاه در نجف است
در جای خود بنشین که هر که جایی دارد
بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آروزی کربلا تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بد
تابگیرم در بغل قبر شهید کربلا زندپر مرغ دل سوی مدینه
وزداز هر طرف بوی مدینه به شوق حضرت باقر مرا هست
هوای خاک دلجوی مدینه
در پس فصل شتا ، فصل بهاران رسید دستِ تطاول گرش ، جامه ی سرما درید
چلچله در خواب ناز ، نغمه ی بلبل شنید پیله ز خوابش گشود ، پنبه زگوشش کشید
شاد و سرافراز و مست ، شانه گرفت او به دست شانه بزد بر سر و ، بر سر شاخی نشست
چشمه ی چم را چو دید ، چینی غم را شکست غنچه ز لب های او ، واشد و از هم گسست
رو به گلستان نمود ، سفره ی صحبت گشود گفت ، بگو بهر سود ، از ده خود زود ِ زود
گفت چه گویم تو را ، از ده آباد ِ خویش ؟ شرحه کنم بهرِ تو ، همتِ اجدادِ خویش ؟
من ز دیارِ صفا ، همدمِ پروانه ام گر چه ندانم که کی ، ساخته شد خانه ام
خوب ولی دانم این ، هر که بنایش نهاد از سرِ عشق حسین ، نامِ حسینش بداد
مردمشان متقّی ، رخ همه چون زهره اند خنده به لب ها زنند ، در همه جا شُهره اند
شهره به آزادگی ، صادق و پاک و نجیب دفترِ تاریخشان ، پر زِ فراز و نشیب
در دهِ آبادشان ، از برِ آبِ حیات در دو سه صد سالِ پیش ، حفر بشد یک قنات
از ره جود و جَنم ، با همه جهد و جهاد حاج محمّد تقی ، سنگ بنایش نهاد
زان پس و زان روزگار ، وز کرمِ کردگار شد دو قنات دگر ، در دهشان برقرار
دیده گشای و ببین ، همتشان غنچه کرد وا شد و گلهای آن ، بر سر دنیا چه کرد
دست زمین بوسه زد ، بر سرِ احسانشان خشکی لب های خاک تر بشد از جامشان
بوی بهار و بهشت ، در دهشان خانه کرد سبزه به رقص آمد و قهقه مستانه کرد
خنده ی شیرینِ خاک ، رویشِ ناز نبات شد همه محصولشان ، از برِ آب قنات
دشت و زمین هایشان، صیفی و نعنا بداد باغ و گلستانشان ، میوه ی اعلا بداد
گندمشان قد کشید ، خوشه یِ صد دانه شد دانه یِ پر مغزِ آن ، شهره و افسانه شد
جو به سرِ خاکشان ، سر زد و سامان گرفت ریشه ی انجیرِ خشک ، با قدمش جان گرفت
میوه به باغش نشست ، همچو بهشتِ برین همقدمم ره بیا ، توت و انارش ببین
دیده گشا رو به صیف ، سر زده شاداب و مست آمده با دستِ پُر ، خربزه آرد به دست
بر بنشین و بچین ، میوه ی مرغوبشان شهره به عالم بود ، کیفیتِ خوبشان
سخت پسندیده دل ، طعم غذا هایشان کرکره داغ و لبند ، اشکنه بر کامشان
کاچی اعلایشان ، قرمه ی شب هایشان دل ز کفت می برد ، بازی لب هایشان
بنگر و زیبا ببین ، همت و ایثارشان نور به عالم زند ، روشنِ افکارشان
اسبِ تو گر بّپرد ، از پلُ سازندگی یک قدمِ کوچک است تا ده بالندگی
هرچه توانی بکوش ، جهد و تلاشت طلاست هر که ز جان بگذرد ، ساکن قصر خداست
مثل شهیدانِ ما ، بنده ی جانانه باش چون رمضانی بمان ، جوزی فرزانه باش
تا که زمین مدحِ تو با لب و دندان کند چشمِ جهان تابِ تو ، ترکِ دل و جان کند .
شاعر:حميد سمیعي از دوستان عزيز بنده اهل جندق
شاید این جمعه بیایید شاید...
برای تعجیل در فرج آقا امام زمان(عج) صلوات
دراین قسمت شما با طایفه ها وخاندانی که در روستای حسین آبادزندگی می کرده اند وزندگی می کنند آشنا می شوید
روستای حسین آباد دارای تعدد در فامیلی ها می باشد که علت آن مهاجرت مردمانی از روستاهای اطراف به این روستا بوده است که در این جا نام این طایفه ها را برای شما بیان می کنم وهر فامیلی که در روستای حسین آبادوجود دارد تاریخچه خاصی در مورد آن در فامیلی نهفته است که چرا بااین نام معروف است تیره وطایفه هایی که در روستای حسین آبادوجود دارد به شرح ذیل می باشد
1-فلاح نژادوفلاح نژاد چهارمیلی
2-جوزی وجوزی تجره
3-نژادرمضانی
4-نژادمحمدی حسین آبادی
5-عابدان زاده
6-قربان علی زادگان وقربان علی زاده
7-مرواریدی
8-باقری
9-رزاقی ورزاقی رازق آبادی
10-یزدیان حسین آبادی
11-ذاقلی تجره
12-اکبری جعفر آبادی
13-اسماعیلی
14-جمشیدی
15-عابدیان زاده
16-عابدی زاده
17-عربشاهی وعربشاهی حسین بادی
18-علی زاده
19-غفوری
20-مانده علی
21-کشاورز
22-کمرانیان زاده
23-کریمی
هم ولایتی عزیز اگر مطلبی در مورد تاریخچه وعلت نام گذاری طایفه هاتون با این نام ها می دانید لطفا مطلبتون را در قسمت نظرات ارسال کنید
در روستای حسین اباد از قدیم تا هم اکنون برای هر
مراسمی آیین وآداب خاصی داشتند از جمله در
عروسی
و عزاها و مسافرت ها برای آشنایی بیشتر با این
رسم ها به خصوص مراسم عروسی روی کلمه
ادامه مطلب در زیر کلیک کنید
۱- چوپ وپل
۲-پنج قُل
۳-دوز
درا ین قسمت با دو بازی چوپ وپل وپنج قل آشنا می شوید
مردم روستاي حسين آباد در اوقات فراغت خود بازي هاي بسيار زيبايي انجام مي داده اند كه بعضي از بازي ها مخصوص بچه ها و حتي بعضي از بازي ها مخصوص بزرگ ترها بوده است يكي از بازي هايي كه هم بزرگترها و پسر بچه ها باز مي كرده اند بازي چوب و پل بوده است . بازي چوب و پل داراي چند وسيله بازي بوده يكي از اين وسايل پُل ودیگری چوب می باشد كه پُل از يك چوب حدوداً cm 20 درست شده است كه دو طرف اين چوب نوك تيز است و ابزار ديگر بازي یعنی چوب كه اين چوب هم 50 الي 60 سانتي متر طول داشته است و وسیله دیگر برای بازی سکو نام داشته که این سکو از آجر وسنگ درست می شود و در واقع جایگاه شروع بازی است طريقه بازي به اين صورت است كه بايد در اين بازي دودسته بازيكن باشند كه در هرتيم هر تعدادی كه باشند مشكلي ندارد ولي بهتر است بيش از 4 نفر تعداد بازیکن ها نباشد يكي از دسته ها وسط زمين قرار می گیرد و دسته ديگر بازي رااز کنار سکو شروع مي كند به اين صورت كه يكي از افراد كه سرگروه است با 3 نفر ديگر از بازيكنان خود با انداختن پل به بالا و زدن آن با چوب بازي را شروع مي كند . در زدن پُل كسي كه اين كار را انجام مي دهد بايد توجه داشته باشد كه براي زدن حتماً بايد نزديك سکو ايستاده باشد وقتي كه پل زده مي شود هر جايي كه پل بر زمین می افتدآن فرد زننده بايد آنجا برود و توسط چوبي كه در دست دارد به يك طرف از پل كه نوك تيز هم ضربه بزند هنگامي كه چوب را روي پل زده می شود متقابلاً پل به بالا پرتاب مي شود همين طور كه پل در هوا معلق است بايد ضربه ای به چوب وارد کرد و زدن چوب به پل را 3 مرتبه انجام مي دهیم و هر چه با نیروی بيشتري به پل زده شود و آن را به فاصله دورتري از سکو ببرد بهتر است چون بعد از اينكه مرتبه سوم تمام شد يكي از افراد تيم مقابل بايد پل را از همان فاصله كه بعضي وقت ها این فاصله به20 متر و بعضي وقت ها به 100 متر يا حتي بيشتر هم می رسد به سکو بزند . هنگامي كه پل به سکو برخورد کرد آن فرد زننده به قول اهالی حسین آبادسوخته است ولي اگر به سکو برخورد نکند مرتبه دوم زدن توسط چوب به پل شروع مي شود و اگر باز تيم مقابل به سکو نزد مرتبه سوم شروع مي شود تا مرتبه سوم كه نتوانست فرد مقابل به سکو بزند آن فرد زننده برنده محسوب مي شود و به اصطلاح مردم حسين آباد دو مَردِه مي شود . اگر بار ديگر نوبت آن فرد برای بازی شد در اين نوبت بازنده شد باز مي تواند بازي را شروع کند چون يك بار در مرحله قبل برده شده است . نكاتي كه بايد دراین بازی رعايت كرد اين است اگر نتوانستيم پل را به سکو بزنيم حداقل بهتر است پل را نزديك سکو بيندازيم و اگر در هنگام زدن پل توسط فرد زننده تيم مقابل پل آن را قبل از اينكه به زمين بيفتد در هوا بگيرد آن فرد كه پل را مي زده مي بازد و بايد فرد بعدي بازي را شروع كند .
بازي بعدي كه در روستا انجام مي شده پنج سنگ ( پنچ قل ) بوده است كه اين بازي مخصوص دختر بچه ها می باشد همان طور كه از اسم بازي معلوم می باشد اين بازي داراي 5 سنگ است كه اين سنگ ها بايد تقريباً به اندازه ي هسته هلو باشد شايد اين بازي در جاهاي ديگر ايران عزيزمان هم انجام مي شود اما روش و مراحل پنج قلي كه در روستاي حسين آباد انجام مي شود با بقيه جاها فرق دارد اين بازي داراي 12 مرحله مي باشد كه مرحله اول آن به يكي نام دارد كه اين مرحله به اين صورت اجرا مي شود كه 5 سنگي كه در دست داريم را روي زمين مي ريزيم و يكي از سنگ ها را انتخاب و آن را با يكي دیگر ازدست هایمان که راحت ترهستیم سنگ را بالا مي اندازند و بايد در این فاصله كه سنگ در هوا معلق است با همان دستي كه سنگ را پرتاب كرده ایم يكي از سنگ ها را بردارد و بعد سنگ در هوا را قبل از اين كه بر زمين بيفتد بگيریم و به همين صورت اين كار را تا سنگ چهارم انجام مي دهیم و اين مرحله تمام مي شود .
مرحله ي دوم مرحله دو دو تا است در اين مرحله هم مانند مرحله اول عمل مي كنيم با اين تفاوت كه هنگام برداشتن سنگ ها كه 4 تاي آنها روي زمين است بايد دو تا سنگ را به جاي يك سنگ در موقعي كه يكي از سنگ ها در هوا معلق است برداريم يعني بايد در دو بار بالا انداختن يكي از از سنگ ها 4 سنگ ديگر را بردایم. مرحله ي سوم سه سه تا است كه اين مرحله هم مانند مراحل اول و دوم اجرا مي شود با اين تفاوت كه بايد در هر نوبت بالا بودن سنگ يك مرتبه 3 تا سنگ و يك مرتبه هم سنگ ديگر را بردارد تا 4 تا سنگ از زمين برداشته شود و مرحله ي چهارم گوشت بار كنه است اين مرحله دقيقاً مانند مرحله اول می باشد با اين تفاوت كه هنگامي كه سنگ ها را روي زمين ريخته و شروع به جمع آوري سنگ ها مي كنيم همين طور كه سنگ اولي را برداشته نبايد سنگ را از دست خارج كنيم يعني همين طور كه سنگ اولي را برداشته ايم داخل دستمان است با همان دست یکی از سنگ ها را دوباره به هوا پرتاب کنیم و همین طور که سنگ در هوا است سنگ سوم را برداریم اين كار را تا آخر انجام مي دهيم يعني هنگام برداشتن سنگ چهارم همين طور كه چهار سنگ در دست است بايد يكي از سنگ ها را بالا و سنگ چهارم را برداريم . مرحله پنجم مرحله ي هواريزون است مثل مرحله گوشت باركنه است با اين تفاوت كه مثلاً هنگامي كه سنگ اول برداشته شد براي اينكه سنگ دوم را برداريم بايد هر دو سنگ را به بالا پرتاب كنيم تا جايي كه وقتي مي خواهيم سنگ چهارم را برداريم بايد سه سنگ را به هوا پرتاب كرده و سنگ چهارم را برداريم . مرحله ششم مرحله جمع كنه است ، در اين مرحله بايد چهار تا سنگ ها را به صورت مربعي كه سنگ ها در 4 گوشه آن قرار دارند چیده شود و سنگ را به بالا پرتاب شودو اين سنگ ها را با همان دستي كه سنگ را بالا انداخته می شود اين چهار سنگ را نزديك هم بیاوریم تا 5 مرتبه بازيكن حق دارد سنگ خود را بالا پرتاب كرده و 4 سنگ را جمع كنددر هنگامی كه سنگ را بالا پرتاب مي كند بايد همه سنگ ها را بردارد و اگر يكي از اين سنگ ها بر روي زمين باقي ماندگفته می شود مانده داري و تقريباً يك امتياز منفي محسوب مي شود . مرحله هفتم مرحله تخم گذاره نام دارد كه در اين مرحله بايد ابتدا سنگ اول را بر دارد در دست خود نگه دارد و ویکی دیگر از سنگ ها را به هوا پرتاب کند و بعد در همین فاصله که سنگ پرتاب شده به زمین نزدیک می شود باید سنگ دوم را از زمین بردارد ولی باید این نکته را مد نظر داشته باشد که همین طور كه سنگ دوم را از زمين برداشته سنگ اول كه در دستش است را به جاي سنگ دوم بر زمين مي گذارد و تا سنگ چهارم همين طور عمل مي كند و در آخر كه سنگ چهارم را برداشته و سنگ سوم را به جاي آن مي گذارد دو مرتبه دوتا سنگ را دوتايي بالا انداخته و كف دست را بر زمين می کشد. مرحله هشتم كه مرحله کُنجتي نام دارد كه این مرحله خود دارای داراي سه قسمت مي باشد كه اين قسمت ها با نام هاي گنجتي بريك ، گنجتي بر دو ، گنجتي بر سه انجام می شود و در اين مراحل بايد چهار سنگ را در دست نگه داشته و با همين دست ، سنگ پنجم را به بالا پرتاب كند در همين فاصله كه سنگ در هوا معلق است بايد فرد بازي كننده چهار سنگ را بر زمين بگذارد و باز آنها را بردارد . مرحله نهم مرحله كاكله مي باشد چهار سنگ از آن پنج سنگ را بر زمين گذاشته و يكي ديگر از سنگ ها را به بالا پرتاب كرده و در همين فاصله كه سنگ در هوا است بايد بازيكن دو دست خود رابه هم بزند و بعد قبل از اينكه سنگ بر زمين بخورد آن را بگيرد اين كار را تا 6 مرتبه انجام مي دهد و در بار هفتم بايد همه سنگ ها را هم بردارد . مرحله دهم چولوقه نام دارد اين مرحله دقيقاً مانند مرحله كاكله انجام مي شود . مرحله يازدهم كه مرحله دروازه نام دارد به اين صورت انجام مي شود كه با يكي از دست ها دروازه اي درست مي كنند و يكي از سنگ ها را برداشته و به عنوان داماد آن را نام گذاري مي كنند و چهار سنگ ديگر را از پشت دروازه بر زمين پخش مي كنند . در اين چهار سنگ يكي از سنگ ها كه در دورترين نقطه از دروازه قرار دارد به نام عروس نام گذاري مي کنند و بايد آن سنگ كه داماد نام دارد را به بالا پرتاب کنند و با آن دستي كه آزاد است يكي يكي اين سنگ ها را وارد دروازه کنند اين سه سنگ از چهار سنگ پخش شده از زمين كه غير از عروس هستند هر چند مرتبه اي كه امکان دارد به آن ضربه می زنند تا وارد دروازه شود ولي آن سنگي كه با عنوان عروس است بايد با يك ضربه هنگامي كه سنگي كه داماد نام دارد و در هوا معلق است وارد دروازه شود . مرحله آخر كه مرحله دوازدهم مي شده است مرحله قپيچي نام دارد اين مرحله هم مانند مرحله دوازدهم انجام مي شود با اين تفاوت كه با دست خود به جاي درست كردن دروازه حالتي ديگر درست مي کنیمكه در اين حالت دست به صورت پل قرار می گیرد و بعد همان مراحلی كه براي مرحله دوازدهم انجام مي داده اند اين جا هم تكرار مي شود.
بنده قصد دارم
دراین قسمت شما عزیزان را با مبحثی با نام
راهکارهای معلمی یا چگونه معلم خوبی باشیم آشنا
کنم برای مشاهده این مطالب
لطفا
روی کلمه ادامه مطلب در زیر کلیک کنید
از صنایع دستی این روستا می شود به هنر قالی بافی اشاره کرد که از قدیم تا به این صنعت قالی بافی توسط مردم روستا حفظ شده است دیگر صنایع این روستا که در قدیم استفاده می شده شیره پزی توت بوده است به علت وجود انبوه درخت توت در حسین آباد بوده که مردم در قدیم به کار شیره پزی رو می آورنده اند یکی دیگر از صنایع روستا سبد بافی است که در زمان قدیم برای استفاده های شخصی خود نه فروش مثلا به عنوان جایگاه علوفه گوسفندان یا نگهداری لباس این سبد ها را می بافته اندجنس این سبد ها از چوب نازک درخت انار به زبان محلی ترکه بوده است که به صورت بسیار خاص و زیبا این چوب ها را کنار هم قرار می داده اند و هر شکل از سبد که می خواسته انددر آن به وجود می آورده اند. از دیگر کارهای دستی تبدیل پشم گوسفندان به نخ بوده است که خود دستگاه خاصی داشته است و هر کدام از قسمت های این دستگاه و مراحل تبدیل نخ اسم خاصی داشته است.